به یاد اساتید سنتور

یکی از دوستان در وصف دو عزیز از دست رفته سنتور ایران شعر بسیار زیبایی سروده اند که در زیر براتون گذاشتم(منبع شعرwww.santour-payvar.blogfa.com)

بنال ای ساز غمگین نغمه سر کن
ز داغ هجر یاران گریه سرکن

بیا سنتور، وقت نالیدن توست
کنون هنگام بی سامانی توست
بخوان گرچه صدایت غرق بغض است
بخوان گرچه فلک پشتت شکسته است
به یاد پایور، رب النوع سنتور
بزن راز و نیاز، در مایه شور
ز راز دل برایم گفتگو کن
ز جور شهرآشوبان ، مویه سر کن
بزن از پرده عشاق رمزی
بگو از داستان مجنون و لیلی
حکایت سر کن از مضراب پرویز
به یاد دود عودش اشکها ریز
کجا شد خالق دستان و بیداد
ز بیداد زمان، فریاد کن فریاد
مگر از قاصدک چیزی شنید او؟
که سر بر آستان جانان نهاد او
بیا ای ساز غمگین گریه سر کن
"همه غمهای عالم را خبر کن"

محسندانشمند

/ 7 نظر / 5 بازدید
leila

ohhhhhhhhh!!!!!!!!!!!!! my gooooooooooooood. ye modat saram sholugh bud aslan be bloget sar nazadam cheghadr matlab gozashti. az koja shoru konam?!!!

leila

درسته رشته ات برق! ولی نباید مثل برق این همه مطلب بفرستی!!!!!!!!!!!!! موندم چکار کنم؟؟؟؟؟!!!!

leila

حالا شروع میکنم تا بهت برسم. البته گفته بودی این قالب را عوض میکنی .... ولی دارم چیزهای دیگه میبینم. در هر صورت به خاطر مطالب خوبت (یه نگاه اجمالی کردم) مرسی.

مرضیه

[گل] سلام... شعر جالبیه...جاشون واقعا در عرصه ی هنر خالیه...

مسعود

خیلی زیبا بود خدا رحمتشون کنه

دلتنگی های یک عمه

در سرزمین سقید یا سیاه، دوست یا دشمن، موافق یا منافق، حق یا باطل، مدیریت افراط و تفریط، یا چهل ستون می سازد یا بی ستون[گل]