تقدیم به استاد شجریان به مناسبت هفتادو دومین سال تولدش

دست نوشته ای به استاد عزیزمان محمدرضا شجریان

تقدیم به آستان جانانت:

خواستم بگویم از بزرگی، از مردانگی،و از صبرت در برابر کوه مشکلاتی که همواره در مقابل دیدگان هنرمندت استوار است ،اما چه کنم که زبان قاصر است تا وصف بزرگ مردمانی چون تو را بسروید.گفتم  بگویم،از رنج و محنت بر دوش کشیدن بیش از پنجاه سال این گرانمایه اصیل ایرانی،باز چه کنم که در وصف زمان و زبان نیاید.

پس بگذار در اندک جمله ای بگویم از:

بیداد زمانت که با دستان خالی اما کوششی بی دریغ و وصف ناپذیر نوای سر عشق سر دادی و پیوند مهر و آهنگ وفا در اوج جفای زمانه خواندی.

بگذار یادی از ایام،در نبود دوستانت کنم که سازشان خاموش اما یادشان همیشه روشن است.یادی از مشکاتیان، پایور و......

و بگذار راز دل خود با تو گوییم:

سال هاست به انتظار دل نشسته ایم تا چهره به چهره ات کنیم و  گلبانگ صدای جاودانه ات را بشنویم اما دریغا که باز شاهد مرگ آرزوی خود خواهیم بود.ای صدای تو آرام جان و روانم آیا خواهد بود شب وصل ما با تو؟

نمی دانم دیگر چه گویم،فقط میدانم در این بازار بی رنگ و بی برگ  باید خلوتی گزید و فریادی سر داد که:

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش   بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش.

تنت سالم و عمرت طولانی باد.

مجتبی حسین پور

 (www.santooriha.persianblog.ir)  وبلاگ سنتور و موسیقی سنتی

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
افلاکی

mamnon ziba bod

حسین

دروووووووووووووووووووود [گل][گل]