نامش جاودان خواهد ماند

بچه ها سلام.اصلا حالم خوب نیست.در شوک عجیبی به سر می برم.یکی از دوستان به نام میثم عقیلی یه شعر خیلی قشنگ برام گذاشته بود که تقدیمش می کنم.

فلــک با ما چـرا این داستان رفت ؟
چــرا ماندی تـو و مشکاتیان رفت ؟
شــکن سنتــــور را همچــون دل ما
که بی او نغمه و ســـاز از میان رفت
بهــــار هــرگز نیــــاید گو بدینجا
که در قــــلب هنــر خار خزان رفت
چه خواهـد بـود موسیقی از این پس
کزین جـــادو ، هنر را دودمان رفت
کســــی کاو خالـــــق بیــداد بودی
ز بیـداد زمـــــانه اینــــــچنان رفت
خـدا را با دگــــــر عشـــاق می ساز
که شور و شوق جـــان عاشقان رفت
کجــــا خواهـــی زدن تیـــر جـفا را
که از جور و جفـــای تو ، نشان رفت
خدا را بس کن ای صوفی که در دهر
نمیـــرد آنکــه نامـش جاودان رفت

شعر از مهران نیک سیما (صوفی)

 

   + مقدم - ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳٠