اجرای استاد شجریان در رادیو آمریکا

باسلام.براتون اجرای تصویری زیبای استاد شجریان در رادیوی ملی آمریکا رو میذارم،امیدوارم که از تماشای آن لذت ببرید.البته حرفای ناگفته زیادی در مورد این اثر و اجرای استاد داشتم که ترجیح دادم به جای صحبت های خودم،مقاله ای رو که در اکثر خبرگزاریها گذاشته شده است که به نوعی خطاب به دست اندرکاران فرهنگ و هنر کشور و همچنین صداوسیما و دیگر نهادهاست رو بزارم .

در پست بعدی میتونین این اثر رو دانلود کنید.

(پسورد همان پسورد قبلی وبلاگ میباشد)

«چند روزی است که اجرای استاد محمدرضا شجریان در رادیوی ملی آمریکا روی شبکه اینترنت قرار گرفته است. اجرایی صمیمی در فضایی صمیمی­‌تر با فیلمبرداری و تدوینی درخشان از دست­‌اندرکاران رادیوی ملی آمریکا. هم صدای استاد که در 73 سالگی از آمادگی بالایی برخوردار است و هم کمانچه­‌نوازی و تارنوازی برادران پورناظری (سهراب و تهمورث) و البته پرکاشن رابین واسی، اجرایی حرفه­‌ای و به یادماندنی را برای یک بیننده و شنونده این اثر در خاطره­‌ها زنده می­‌کند.»

به گزارش ایسنا به نقل از خبرآنلاین، در ادامه یادداشت دکتر سید ابوالحسن مختاباد که روز یکشنبه در روزنامه بهار منتشر شد، آمده است: «همین که استاد در چنین سنی بتواند در اجرایی زنده و سر صحنه، اوج­هایی را فرا یاد آورد که خاطره برخی از کارهای درخشان گذشته­‌اش را در اذهان زنده کند، نشان می­‌دهد که آن ضرب‌المثل درباره صدای ایشان مصداق دارد که دود همچنان از کنده بلند می‌شود و او مرد کهن چنین میدان­‌هایی است. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که تقریبا عمده هنرمندانی که کار آواز انجام می­‌دهند در چنین سنی کیفیت حنجره آنها و تارهای صوتی‌شان افت کرده و عملا آن کیفیت گذشته را ندارد، در حالی که استاد شجریان در این سن همچنان قبراق و سر پنجه می­‌خوانند و ذره­‌ای کم نمی‌آورند و این کار در اجرایی زنده و صحنه‌ای انجام شده، نه در استودیو با هزار حیله و فنی که این روزها گریبانگیر موسیقی ما شده است.

استاد چه در ترانه­‌خوانی (ترانه­‌ای با شعری از بانو سیمین بهبهانی) و چه در آواز­خوانی که قطعاتی را در دیلمان دشتی و روی شعر معروف «هرکه دل‌آرام دید، از دلش آرام رفت» سعدی خواند از خود تسلطی قابل اعتنا نشان دادند که باید بر چنین حنجره­ و صدایی بوسه تحسین زد.

اینکه موسیقی ایرانی و استاد شجریان به چنان شهرت و اعتباری رسیده­‌اند که رادیوی ملی یکی از شاخص­‌ترین کشورهای دنیا، از آنها دعوت به اجرا در استودیوی مخصوص کنند، طبیعی است که اسباب خوشحالی و ابتهاج هر ایرانی علاقه­‌مند به گسترش فرهنگ و هنر این مرز و بوم را فراهم می­‌آورد. موسیقی ایرانی به مدد چهره­‌هایی همانند شجریان، ناظری، مشکاتیان، علیزاده، لطفی و کلهر و حسین عمومی و متبسم و البته نسلی از جوانان جویای نام، به اندازه­‌ای از شهرت و اعتبار رسیده است که امروزه شاخص­‌ترین رسانه­‌های دنیا هم خواستار همکاری و همراهی با آنان هستند و این مسیر البته بدون هیچ کمک و مساعدتی از سوی دولت به دست آمده است.

بر خلاف هنرهایی چون سینما که از همان سال‌های ابتدای انقلاب دولت همه­‌گونه کمک و مساعدتی را برای بین­‌المللی­‌ کردن آن انجام داد و البته اکنون به درختی بارآور و برومند بدل شده است، موسیقی و اهل موسیقی راه خود را بی­ هیچ‌گونه پشتوانه و کمکی گشودند. دولت البته در تمامی این سال‌ها از موزیسن­‌ها به عنوان چرخ پنجم پنچر در برخی از هفته­‌های فرهنگی بهره برده است و موسیقی در تمامی این هفته­‌های فرهنگی در ذیل و حاشیه هنرهای دیگری چون سینما و تجسمی سیر کرده و نوعی پر کردن فضای خالی یک عریضه را شکل داده است. در حالی که به اعتقاد اکثر اهل فن، هر فرهنگی، رسوخ و نفوذ خود را ابتدا از موسیقی شروع می‌کند و موسیقی به دلیل زبان ارتباطی ویژه و منحصر به فردی که در مقایسه با دیگر هنرها دارد، بیشترین ضریب تاثیرگذاری را بر ذهن و ضمیر مخاطبان داشته و دارد و می­‌تواند به سرعت پیام‌های دیگر را در قالب شعر و داستان و فیلم و تئاتر و اپرا، به مخاطب انتقال دهد و البته فراوان تاثیر هم باشد.

اجرای استاد در رادیوی ملی آمریکا، از سوی دیگر تاسف و دریغی را هم در خاطره‌ها زنده می‌کند که چرا رسانه ملی کشور ما فضا را به سمتی سوق داده است که بزرگان موسیقی ما از آن سر برتابند و حتی همکاری و همراهی با آن را اسباب سرافکندگی و سرشکستگی خود بدانند. تقریبا کمتر هنرمندی در ترازهای ملی و بین­‌المللی است که از رسانه ملی دل و خاطری خوش داشته باشد.

صدا و سیما، به خصوص در حوزه موسیقی صحنه حضور کم‌مایگان و میان­‌مایگان شده است و عملا شکوهی را شاهد نیست، همچنان‌که در دیگر عرصه­‌های فرهنگی هم کمتر چهره برجسته­‌ای را شاهد هستیم که حضور داشته باشد. اگر هم دست‌اندرکاران برنامه­‌ای جسارت به خرج دهند و هنرمند اهلی فکری را دعوت کنند، با هزار مانع و رادع روبرو خواهند شد.

اگر این سخن را قبول ندارید، نگاهی به نحوه عبور افراد از هفت­‌خان حراست و مدیر و ناظر پخش صدا و سیما بیندازید تا دریابید که ماجرا از چه قرار است و چرا باید مردم و شهروندان از دیدار با بزرگان فرهنگی این مرز و بوم محروم شوند.

این مسئله در حوزه موسیقی بیش از سایر هنرها به چشم می‌آید؛ چرا که هنوز و بعد از گذشت 35 سال از انقلاب، ما در تعریف چارچوب‌های موسیقی مورد نظر مانده­‌ایم و هنرمندان نمی­‌دانند که بالاخره جمهوری اسلامی چه نوعی از موسیقی را می­‌پسندد و تا کی قرار است این وضعیت شتر گاو پلنگی ادامه پیدا کند.»

منبع:http://isna.ir/fa/news/92031408295

   + مقدم - ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢۳